شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

151

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

هنگامى كه سخن سليمان به پايان رسيد ، همگان گفتند : « ما در راه فرزند پيغمبر حسين عليه السّلام از جان و مال خود مضايقه نداريم و حضرتش را در همه حال نصرت مىدهيم و با دشمنانش پيكار مىكنيم » . پس از عهدها و پيمانهايى كه سليمان بن صرد از آنها گرفت ، نامه‌اى بدين گونه به امضاى جمعى به سوى حسين بن على عليه السّلام نگاشتند : « اين نامه‌اى است از سليمان بن صرد و مسيب بن نجيه و رفاعة ابن شداد و حبيب بن مظاهر و عموم شيعيان حسين بن على عليه السّلام كه به سوى آن حضرت نگاشتند . سلام بر تو باد ! همانا سپاس مىگذاريم خداى يگانه‌اى را كه دشمن تو را در هم شكست . آن جبّار ستمكارى كه خود را با زور بر اين امت تحميل نمود و زمام كارهاى آنان را جبرا در دست گرفت و اموال ايشان را غصب نمود و بدون رضايتشان بر آنان حكومت يافته بود آن ستمگرى كه خوبان و آزاد مردان اجتماع را كشت و ناپاكان و اشرار امت را بر جاى گذاشت و بيت المال را در بين جبّاران و مال داران دست به دست گردانيد . خداوند او را از رحمت خود دور گرداند ، همان گونه كه قوم ثمود را دور ساخت . « اى پسر پيغمبر ، آگاه باش كه براى ما امروز امام و رهبرى نيست ( زيرا ما يزيد را نمىپذيريم و با وى بيعت نمىكنيم ) پس به سوى ما روىآور و به جانب كوفه سفر كن ، باشد كه خداوند به وسيلهء حضرتت ما را در طريق هدايت گرد آورد » . « در اينجا ، نعمان بن بشير استاندار كوفه در دار الاماره نشسته ، ولى ما او را امير نمىدانيم و در نماز جمعه و نماز عيد با وى حاضر نمىشويم و اگر اطلاع برسد كه حضرت شما به سوى ما حركت فرموديد ، نعمان را از كوفه بيرون مىكنيم و او را تا به شام پيش مىرانيم » . « 1 » اين نامه توسط دو نفر به نامهاى عبد الله بن مسمع و عبد الله بن وال در دهم رمضان در مكهء معظمه به دست امام حسين عليه السّلام رسيد ، اما مردم كوفه تنها به نوشتن آن قناعت نكردند و پىدرپى به آن حضرت از جانب آنان نامه مىرسيد ، تا جايى كه جمعى از مورخان تعداد نامه‌ها را تا دوازده هزار ضبط كرده‌اند .

--> ( 1 ) - كامل ، ج 3 ، ص 385 .